اولین آهنگ زیبای اذان در گوش های معصومت طنین انداز شد
پدرجون بعد از کلی سلام علیک و ماچ و بوسه تو گوشت اذان و اقامه گفت

روز پنجم به همراه دختردایی من (مینا جون) رفتیم تست تیروئید دادی که الحمدلله هیچ مشکلی نداشتی. فقط یه مقدار نگران زردیت بودیم که اونم خانوم دکتر گفت تا میتونی باید شیر مادر بخوری. تازه با آقای دکتر که برا ختنه کردنت مشورت کردیم گفت بعد از ختنه زردی خیلی بهتر میشه که همینم شد
هفت روزت که بود بردیمت برا مراسم تلخ و ترسناک ختنه کنون. آقای دکتر اجازه نداد من برم تو اتاق ولی بابایی از کل مراحل ختنه کردنت فیلم گرفته. من که طاقت دیدنشو ندارم... 
اون روز کلی استرس داشتیم که نکنه شبش از درد خوابت نبره و شب تا صبح درد بکشی. آخه همه میگفتن خیلی سخته. ولی کیو ترسودین شازده کوچولوی ما خیلی قوی تر از این حرفاس. هیچ شبی به آرومی و راحتی اون شب نخوابیدی!!
بعد از چند روزشم بردیمت حمام و ماه که بودی ماهترم شدی


تا بیست روز بعد از به دنیا اومدنت خونه ی بابایی و مامانی زهرا بودیم. کلیییی مزاحمشون شدیم. مامانی زهرا که دیگه برات سنگ تموم گذاشت. انشالله جبران کنیم. خیلی خیلی دوستتون داریم 
خلاصه بیست روزت که بود اومدیم خونه ی خودمون. ما هم پشت سر هم ازت عکس و فیلم میگرفتیم. اینجام یه ژست قشنگ اومدی و ازت یه عکس خوشگل گرفتیم



اولین آهنگ زیبای اذان در گوش های معصومت طنین انداز شد
