امیررضا شاکریامیررضا شاکری، تا این لحظه: 14 سال و 6 ماه و 20 روز سن داره

امیر رضا عسل طلای مامان و بابا

و باز هم سفز به شمال ایران زمین..!!

1392/3/15 5:56
873 بازدید
اشتراک گذاری

بله آفا پسر گل ما برای چهارمین بار رفته شمال. تعطیلات خرداد ماه بود که تصمیم گرفتیم تا هوا گرم نشده با عمو روح ا.. و زن عمو و پسر عمویی و پدر جون بریم یه حال و هوایی عوض کنیم.

اول رفتیم لواسون، خونه ی پدرجون تا باهم از اونجا بریم شمال. شمام از فرصت استفاده کردی و از همون جا بازی و کیف و حالتو شروع کردی... میرفتی تو تراس اونجا آب بازی و توپ بازی و.. تااازه کلی هم با چرخ اسکوتری ارمیا بازی کردی.. مرسی ارمیا جون ماچ

دیگه خیلی قشنگ با محیط و اطرافیان ارتباط برقرار میکنی.. مثلا تا ازت میپرسیدیم عمو کو؟.. نشون میدادی.. به عمو مبگفتی: اومممما... البته این اصطلاخ رو خیلی جاهای دیگه هم استفاده میکنی مثلا گاهی برای طدا زدن مامان!! وقتی هم میگیم صلوات بفرست: به صورت مختصر و مفید میگی: هومممما (یعنی الهمم/) !! الهی قربونت برم که با شیرین زبونی هات همه رو شاد میکنی بغل

فردا صبحش از جاده شمشک دیرین راه افتادیم به سمت چالوس.. خیلی جاده اش پیچ در پیچ و قشنگ بود، پدرجون میگفت این جاده 18 تا پیج تند داره.. خلاصه یه جای خوشگل تو راه برا ناهار وایسادیم

امیر رضا خان و محمد حسن جان باهم قرار داده بسته بودن که به هیچ وجه باهم گریه و نق نق نکنن... یه بار این گریه می کرد یه بار اون هیپنوتیزم بین خودمون بمونه ولی بعضی وقتا خوب رو اعصاب همه راه میرفتینا.. منتظر تازه چشمتون روز بد نبینه مامان باباها مرتب در حال تعویض آقازادها بودن.. مثل اینکه یه مقدار پیچ نی نی ها شل شده بود نیشخند

خلاصه از همون اول که رسیدیم تو ویلای پدرجون نمایش کمدی و گاهی درام پسرعموها شروع شد هورا

تو ویلای پدرجون یه عالمه توت قرمز خیلی خوشمزه داشت، شما هم که به توتها امان نمیدادی.. به زور قایم میکردیم که تو نبینی آخه عاقبت خوبی نداشت و اسهالت یه کم شدید تر شد ناراحت

تو خود باغم که حسابی جولون میدادی.. همش میخواستی بری بیرون.. بری بالای دیوار.. بالای درخت..

فرداش رفتیم کنار دریا.. پسر عموها به شدت عاشق دریا شده بودن و چشم از دریا بر نمیداشتن!! آخه محمد حسن اولین باری بود که دریا رو میدید

امیر طلا که سر از پا نمیشناخت. البته از آب میترسیدی ولی بهترین تفریحت انداختن سنگ ها تو آب بود و البته خوردن پفک هم در کنار دریا خیلی بهت حال داده بود... آخ. آخ.. آخ..

یه روزم رفتیم بازار ماهی فروش ها

اونجا یه ماهی دیدیم که شما و پسر عمو روهم شاید اندازه ی اون می شدید

بعدشم رفتیم جنگل های دو هزار سه هزار.. خیلی قشنگ بود.. جای همه خالی.. کلی با هم شعر خوندیم، ماهی کباب کردیم، آب بازی کردیم.. خلاصه خیلی خوش گذشت. برا اولین بارم اردک ماهی خوردیم.، خیلی خوشمزه بود

روز آخرم تو راه برگشت باز رفتیم دریا و این بار یه تنی به دریا زدین

البته نی نی هامون از آب میترسیدن.. ولی امیر عسل ما با شن بازی حسابی کیف میکرد

دیگه هر کاری دوست داشتی کردی... حالی به حولییییی.....

کنار دریا حتی خوردن پوست هندونه هم کیف میده

میگی نه... نگاه کن:

راحتی شمااااا....!!! تعجب

حالا کی میخواد این شن ها رو از تن شما بیاره بیرون.. خلاصه بابا امین بردت تو دریا ولی انقدر ترسیدی و گریه کردی که نتونستم ازت عکس بگیرم

خدارو شکر سفر خوبی بود. تو جاده چالوسم یه کم تو ترافیک گیر کردیم ولی جاده رو که یه طرفه کردن راحت رفتیم تا تهران

فردا صبحشم چون من یه مصاحبه داشتم تهران موندیم و بعدش اومدیم به سمت قم. تو راهم رفتیم بهشت زهرا سر قبر مادربزرگ بابا امین که ما بهش میگفتیم مامانی.. خدا رحمتش کنه خیلی ماه بود.. حیف که تو رو ندید والا کلی برات ذوق میکرد.

روحش شاد..

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (7)

خاله پارمیدا
28 تیر 92 9:52
تایتانیک ــــــــ||ــ =”………….”— ___t/,_. …………. ,_ / __________________ با همه مسافراش فدات . . .پیش ما هم بیاو اگه دوست داشتیبه نی نی ما همم رای بدهکدش269
مامان مهسا
28 تیر 92 10:11
چه عکس های قشنگی


mersi
سودابه
28 تیر 92 10:32
امیر رضا جونم سلام.نوه گلم محمد متین در جشنواره نی نی شکمو شرکت کرده اما من قبلا با همراهم به نی نی های دیگه رای دادم لطفا تو لوطی گری کن و بهش رای بده کد ش683است که باید به شماره 20008080200ارسال بشه قبلا از رایتون سپاسگزارم به خونه وب من و نوه های گلم تشریف بیارین خوشحال می شیم.
دایی حامد
29 مرداد 92 18:15
ایییییییی جوووون امیررضاخان.فردا میام میبینمت جیگر من.اخه چقدر تو تو دلبرویی


مرسی دادا.... بیا بریم دد... بوووس
دایی حامد
29 مرداد 92 18:24
ایییییییییی جوووووون دایی جون.فردا میام قم یه گازت می گیرم
هلن. مامان سوشیانت
31 مرداد 92 7:27
وای چه بزرگ شده همیشه شاد در کنار هم باشین فایزه. جون زیاد بهش پفک نده ببین چیه که روش نوسته زیر ۲سال ممنوع
مامان محمدحسین
10 شهریور 92 12:19