تهران گردی ...
گل پسرم عشقم نفسم جونم عزیزدلم سلاااااااااااااااام. الان که دارم برات می نویسم کنارم نشستی و داری خودتو برام لوس میکنی و همین طور برام بلبل زبونی میکنی...
خیلی حرفات خوشمزه اس.. تو کلماتت حرف د و ل و خ و ت زیاد شنیده میشه. آخه به جای ر میگی ل، به جای ه میگی خ، به جای ک و بعضی حروف دیگه میگی ت، به جای "ز" و بعضی حروف دیگه میگی "د" مثلا به مامانی زهرا میگی: "مامانی د/لا"، به چرا میگی:"د/لا". عاشق تخم مرغی، هروقت هوس میکنی میگی ماااااماااان "دم نوت!!!". خلاصه حروف الفبات چند تا حرف کم داره.. 
به قول خودت "یاااادته؟!..." رفته بودیم تهران؟
دایی جون حامد و صادق و زن دایی صالحه و ستاره کلی به ما خوش گذروندن.. از بس فیلم هاشو دیدی همه دیالوگارو حفظ شدی و برا هر فیلمی یه اسم گذاشتی...
آخرای خرداد بود که مامانی و بابایی رفتن مکه، بابا امینم رفتن مشهد برا امتحانای ترمشون. بعد از اینکه امتحانای خاله تموم شد با دایی حامد رفتیم تهران خوش گذرونی. هوراااااااااااااااا
اکثر پارک ها و شهر بازی های تهرانو زیر پا گذاشتیم!!!
یه روز رفتیم جاده چالوس








آخ جووووون شهربازی




بوستان نهج البلاغه







دخمل من چطوره؟ 
البته با عرض شرمندگی از اینکه مامانت انقدر موهاتو بد کوتاه کرده

یه شبم رفتیم سرزمین عجایب و مجتمع تجاري تيراژه








و بوستان آب و آتش

و بوستان گفتگو

ممنون دایی جونی ها و زن دایی جونی ها 
خیلی بمون خوش گذشت


تهران گردی ... 

