امیررضا شاکریامیررضا شاکری، تا این لحظه: 14 سال و 6 ماه و 19 روز سن داره

امیر رضا عسل طلای مامان و بابا

سفر به شمال

1393/5/11 19:28
614 بازدید
اشتراک گذاری

نیمه های مرداد رفتیم تهران تا از اونجا به اتفاق بابایی و مامانی و خاله و دایی بریم شمال. اول رفتیم لواسون

یه شبم مهمون دایی صادق بودیم. اینم که کنارت نشسته مسطوره خانومه!!! یه شخصیت تخیلی که در انجام خیلی از امور از جمله غذاخوردن و خوابیدن و آروم شدن امیررضاخان به کمک ما میاد.... چرا که امیررضا نمیخواد جلوی اون کم بیاره بغل

اما فردا شبش وقتی از مهمونی خونه پسرعمه باباامین برگشتیم لواسون تب کردی گریه

منم فرداش امتحان زبان داشتم. خیلی شب سختی بود

خلاصه بردیمت دکتر و با خوردن داروهات خداروشکر تاصبح حالت خوب شد و بعد از امتحان من راه افتادیم به سمت فیروزکلا که یکی از روستاهای کوهستانی و باصفای استان مازندرانه.  اونجا مهمون مامان زن دایی ستاره (خاله فریبا) بودیم که حسابی به ما خوش گذروندن

اينجام آب پریه که متاسفانه تو اون فصل خالی از آب بود

اینجام یه چشمه ی باصفا بین فیروزکلا و سلمان شهره به نام "دیوچشمه"

یه روزم رفتیم دریا

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)