آخرین روزهای سال 1391
الان ساعت 3 و 15 دقیقه ی بامداد روز 29 اسفنده. فردا آخرین روز از سال 1391
موضوع انشا: سال 91 را چگونه گذراندید...؟
امسال خداروشکر یکی از پربارترین و شیرین ترین سال های زندگیمون بود چرا که از قدیم گفتن سالی که نکوست از بهارش پیداس... و ما تو بهار صاحب یک فرشته ی آسمونی شدیم.. دیگه چی بهتر از این؟! 
آره عسل مامان، تو شیرین ترین رخداد زندگیمون هستی و ما از خدای مهربون بخاطز همه ی نعمت هاش بخصوص حضور گرم شازده کوچولومن خیلی خیلی سپاسگذاریم.
خدا کنه همه ی اونایی که آرزوی مادر شدن دارن هر چه زودتر طعم این نعمت شیرین رو بچشن...
یه اتفاق شیرین دیگه که اونم تو بهار اتفاق افتاد ورود زن دایی ستاره به جمع گرم خانوادمون بود و عروسی دایی حامد تو اسفند ماه
بعدشم قبولی خاله فاطمه تو امتحان تیزهوشان و قبولی دایی صادق تو آرمون دکترا و ...
تازه یه عالمه از دوستاتم امسال به دنیا اومدن: فاطمه زهرا، سوشیانت، محمد طاها، پسر عموت محمد حسن 
اواخر امسالم خداروشکر تونستیم یه خونه ی جدید نزدیک خونه ی مامانی ها بخریم.
خلاصههههه... امسال خیلی سال خوبی بود. انشالله برا همه همین جور باشه. اونایی هم که خدایی نکرده تو امسال رخداد بدی براشون پیش اومده، انشالله که سال جدید براشون سالی سراسر خیر و خوشی و برکت باشه
امیدوارم عسل مامانم امسال سال خوب و پر از خبرهای خوش داشته باشه و زودی بزرگ بشه، مریض نشه، مثل همیشه پسر خوبی باشه و یه عالمه چیزای جدید یاد بگیره 


آخرین روزهای سال 1391
