قمصر، باغ دایی اکبر
در ادامه ی مهمونی دایی اکبر رفتیم قمصر. اولین باری بود که امیر رضا نظاره گر شکوفه های بهاری بود.


از بس بیرون توی آلاچیق هوا سرد بود، دیوارها رو با هرچی روفرشی و فرش و موکت بود پوشونده بودن، شما هم قاطی مردها در کنار دایی صادق و دایی حامد گل میگفتی و گل میشنفتی و با بابایی "بای بای" میکردی که من این عکس خوشگل رو از گل پسرم گرفتم

توی اتاقم کلی با بچه ها بازی کردی




مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


قمصر، باغ دایی اکبر
