فصل پاییز ....
پسر گلم سلام. الان که دارم برات می نویسم آخرین روزهای پاییزه. چند وقتیه نتونستم وبلاگتو آپ کنم، آخه این روزها خیلی سرم شلوغه، مثلا میخوام درس بخونم، البته حضور گرم شما درس خوندن مارو خیلی سرد کرده!! خلااااصه این شد که میخوام خاطرات پاییزو یه جا برات بگم...:
"قمصر، پاییز 92"



خداروشکر روزای خیلی خیلی خوبیه، آقا پسر گلمون روز به روز داره بزرگ تر و شیرین تر میشه.

انقدر شیرین کاری ها و شیرین زبونی هات زیاد شده که نمیدونم از کجا شروع کنم...
دیگه همه حرفامو نو میفهمی و گوش میدی، اکثر کلمات ساده رو پشت سرمون تکرار میکنی، بعضی شبا من یا مامانی زهرا کلماتی که یاد گرفتی و باهات کار میکنیم و تو هم تند تن جواب میدی
امام اولت کیه؟ "ادی" ، بگو یا علی "دا عدی" ، گردو (د/دو) ، امین (انین) ، پرچم (أمام!! نمیدونم یعنی چی؟ اولا میگفتی أب/ أب/ یعنی الله اکبر ) ، انار (قبلا میگفتی انی! الان میگی انان) ، الناز (اننا)، الیاس (اییاس)، یلدا (یدا)، داداشی (داداجی) ، آبجی (آجی) ، عکس (عش) ، درس (دش)، امیری، خانم امیری دوست خانوادگمون (انینی)... "حمام"، "مامانی"، "بابایی" ...
عاشق درس خوندنی، تا میبینی ما کتاب دستمونه میگی "دش" یعنی منم میخوام درس بخونم و یه دفتر مداد دست میگیری و میگی : "انومنی، انومنی، انومنی...!!" گاهی تو نماز خوندنتم این ذکرو میگی... قربونت برم خیییییییییییلیییییییییییی جییییییییییییییییییییییییییییگری



تااازه با مامانی که درس میخونی عینکشم میگیری

آخرین روزای پاییز بود که برا دومین سالگرد مامانی بابا امین رفتیم تهران
شما و محمد حسن و ارمیا یه دل سیر بازی و شیطونی کردین


23 آذر تولد بابایی بود


و به اتفاق دایی ها و خاله رفتیم رستوران مهمون باباییی
بعدشم امیر رضا رو بردیم شهربازی رنگین کمان

تازه یه عروسکم برنده شدیم!!







کارها و چیزهای مورد علاقه ی امیر رضا گوگولی:
عااااشق پرچمی، خدا نکنه بریم یه جایی و شما پرچم ببینی دیگه ولکن نیستی. کچلمون میکنی 
برا همین انواع پرچم ها رو برات گرفتیم
تو محرمم هرجا میرفتیم روضه شما یا دنبال شیطونی بودی یا دنبال پرچم



تو مراسما کلی دوست پیدا میکردی و سینه میزدی
البته شما از همه غلدر تر بودی، اصلا فکر نمیکردم انقدر پسر قلچماقی باشی 


مراسم طبل زنی تو حرم حضرت معصومه

از تو پنجره خونمون، کوه خضر و مسجد جمکران پیداس
هر روز با ایما و اشاره میگی منو ببرید پشت پنجره سلام بدم

یکی دیگه از کارهایی که دوست داری و کلی وقت سرگرمت میکنه دیدن فیلم های خودت از توی گوشیه
برا هر فیلمیت یه لفظ و اشاره ی خاصی داری . به این میگن یه تفریح خوب و سالم!!!


خوردن غذا رو به شیوه ی خود محور دوست داری...


میوه های پاییزی مورد علاقه امیر طلا:
اول از همه "انار" و "لیمو" و "انگور" بعدشم نارنگی و همیشه هم "خیار

مراحل خوردن زرشک

اولین باری که خودت نارنگی پوست کندی و خوردی
شب تولد دایی حامد بود. 26 مهر


چکاب 18 ماهگیت
وزن: 12600 گرم قد: 82 سانتی متر

عید غدیر خونه خانم جون

ماشالله جمع نتیجه ها جمع بود


اینم از محمد عارف خان و محمد حسین جان

عید قربانم جشن به دنیا اومدن سید محمد حسین
خوش اومدییییی سید 

اوایل مهرم هانی کپل اومدن خونمون
ظاهرا که باهاش خوب بودی ولی باید حواسمون بتون میبود چون گاهی انگار از اون زیرا یه نیشگونی ازش میگرفتی و صداشو در میاوردی!

اینم آقا هانی با لباس هنودنه ایش

خوش میگذره؟!!!



فصل پاییز .... 
